خلاقیت ، مبانی و موانع
فرايند خلاقيت
بهنظر ميرسد خلاقيت در غالب موارد مراحل قابل تشخيصي را طي ميكند كه عبارتند از :
1 - مرحله آمادگي؛ كنجكاوي، درك مشكل، علاقه و آمادگي براي حل آن، مكالمه دروني با خود يا مكالمه خيالي بين خود و فردي ديگر از ويژگيهاي اين مرحله است.
2 - مرحله نهفتگي؛ اين مرحله حالت نيمه هوشيار ورؤيا مانند دارد؛ حالتي كه انسان بدون وجود احساس ذهني به كاري اشتغال دارد و به بينشهايي دست مييابد. كشف روابط موجود با استفاده از تجزيه و تحليل دربارة آنچه آموخته در اين مرحله اتفاق ميافتد.
3 - مرحله كشف و اشراق؛ در اين مرحله جرقه بصيرت و دانايي ناگهان به ذهن ميرسد كه چنانچه با استدلال منطقي همراه باشد به حل مشكل ميانجامد. در اين مرحله كودكان انديشههاي خود را در قالب كلمات ميريزند.
4 - مرحله مرور؛ در اين مرحله براي رسيدن به هدف نهايي با تمركز شديد فكري، پشتكار، توان فراوان و صرف نيرو بهطور مرتب مسئله را دنبال ميكنند و غالباً در خلوت و تنهايي كار انجام ميشود.
ويژگيهاي افراد خلاق
خلاقيت را نميتوان فقط در انحصار عدهاي معدود دانست. خلاقيت در همه ما موجود است واين قابليتي است كه انسان را در مقامي بالاتر از ديگر موجودات قرار ميدهد. تواناييهاي خلاق همچون ساير انواع هوش به درجات متفاوت در ميان همه ما وجود دارد كه آنها را ميتوان به 5 يا 6 دسته تقسيم كرد:
1 - آفرينشگري و هوش: روان شناسان معتقدند همبستگي بين هوش و آفرينشگري زياد است اما مطلق نيست. هوش بالا دليلي بر داشتن قدرت آفرينشگري نيست هم چنانكه قدرت آفرينشگري وابسته به هوش بالا نيست.
2 - آگاهي و حساسيت: آفرينشگران نسبت به محيط خود بيش از حد معمول حساس هستند. آنها در واكنشهاي افراد در خواندهها و نوشتهها، در رنگ و بافت اشياء چيزهايي ميبينند و ميفهمند كه ديگران متوجه نميشوند، بيشتر از ديگران دست به تجربه ميزنند چون نيازمند تازگي در چيزهاي بديهي هستند و اين آگاهي را به يك يا چند زمينه خاص محدود ميكنند تا به تسلط دست يابند.
3 - انعطاف پذيري و ابتكار: فرد خلاق همواره راههاي گوناگون را ميپذيرد و ميآزمايد. چنانچه شيء را به او نشان دهند كاربردهاي مختلفي براي آن ارائه ميدهد كه غالباً غيرمعمول است، ابتكار از بارزترين ويژگيهاي افراد خلاق است و پاسخگويي، ابراز عقيدههايي كه كمتر شنيده ميشود، توانايي استفاده از موقعيتها به روش غيرمعمول به چشم ميخورد.
4 - شك گرايي و پايداري: شك گرايي فرد خلاق هميشه او را از باورهاي قراردادي رها ميكند و در معرض انديشههاي نو و تازه قرار ميدهد كه براي رسيدن به آن خود را به خطر مياندازد. فرد خلاق همواره به ايدههاي پذيرفته شده مشكوك است. مرحله بعدي شكگرايي پايداري است بديهي است كه به ثمر نشاندن انديشه، پايداري ميخواهد.
5 - بازيگوشي و شوخ طبعي: شواهد نشان ميدهد افراد بسيار خلاق، شوخ طبعتر از افراد بسيار باهوش هستند. شوخ طبعي او سطحي نيست بلكه نشان از ژرفگرايي او دارد.
6 - ناهمنوايي: همنوايي مانع بروز خلاقيت ميشود. هر قدر همنوايي بيشتر باشد خلاقيت كمتر است. فرد خلاق غالباً ناهمنوايي ميكند و بيشتر به خود محوري ميپردازد و غيرقراردادي عمل ميكند و قرار دادهاي رايج را نميپذيرد و هميشه در معرض خطر بيگانه شدن با ديگران است. او فردي است كه اعتماد به نفس دروني دارد و بر اساس همين اعتماد براي رسيدن به اهدافش هميشه در تلاش است.
فرد خلاق كلي نگر است و تمايل به حداكثر تغيير و عمل وراي دستورالعمل دارد. او يك نوع ارزيابي دروني دارد و در كل بايد بگوييم اين افراد ثبات عاطفي بيشتري دارند و نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي حساس هستند، در مباحثات، عقيده خود را بيان ميكنند ولي اصراري به تحميل عقيده خود ندارند، بخش عمدهاي از وقت و انرژي خود را صرف توجه دقيق به اطراف خود ميكند، داراي استقلال رأي و داوري بوده و به قضاوتهاي مستقل ميپردازند، پر تكاپو، داراي انرژي و ريسك پذيرند، قدرت بازي با عناصر و مفاهيم را دارند، مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح ميدهد و با علاقه بسيار براي يافتن راه حل ميكوشد، اين افراد توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده بهطور سريع را دارند. بيشتر تمايل به رفتن مهمانيهايي دارند كه افراد دعوت شده را تا بهحال نديده باشند.![]()
به نام خدا